دوشنبه، اردیبهشت ۱۳، ۱۳۸۹

عزیز از دست رفته

هنگامی عزیزی را از دست می دهید
بجای مکیدن ابزار خاطرات همه آنچه راکه باقی مانده ...... بخورید
باشد که قوی و رستگار شوید

پنجشنبه، اسفند ۲۷، ۱۳۸۸

بانوی بهار و تابستان






یکشنبه، اسفند ۲۳، ۱۳۸۸

باله کلید ها


پنجشنبه، اسفند ۲۰، ۱۳۸۸

زمان لرزه

انگشت متحرک می نویسد و پس از نوشتن
ادامه می دهد : پرهیز گاری و ادراکت
قادر نخواهد بود که حتی نیمی از یک خط را محو کنند
و تمامی اشکهایت نیز نخواهند توانست کلمه ای از آن را بشویند .
* پ. ن : زمان لرزه ، ‌کورت ونه گوت ، ترجمه مهدی صداقت پیام ، نشر مروارید

شنبه، اسفند ۱۵، ۱۳۸۸

بووووووووووق




حالش خوب نیست ،‌ دوز قرص هاشو اشتباهی خورده ، تازه از بیمارستان مرخص شده

چهارشنبه، اسفند ۱۲، ۱۳۸۸

فیل حرامزاده


مادر این فیل با یک هشت پا ، یک حشره نا شنا خته ، یک گربه گر ، یک طاووس پیر و چند موجود دیگر که من خبر ندارم خوابیده این هم نتیجه اش

یکشنبه، اسفند ۰۹، ۱۳۸۸

jumping


شنبه، اسفند ۰۸، ۱۳۸۸

تکه پازل

یه تکه پازل روی پیاده رو افتاده
خیس شده زیر بارون
شاید یه دکمه آبی باشه روی کت زنی که
توی لنگه کفش ، زندگی می کنه
شاید لوبیای سحر آمیز باشه
شاید چین و وچروک قرمز یه لباس مخملی قرمز باشه
شاید یه گاز کو چولو از سیبی باشه که
نا مادری سفید برفی بهش داد
شاید تور عروس باشه
یه شیشه با چند تا جن بد جنس توش
شاید چند تار موی کوتاه باشه
رو شکم "‌بو بو " خرسه
شاید یه تکه از قبای " جادوگر غربی "‌باشه
که مثل یه دود غیبش زد
شاید ردّ یه اشک ، رو صورت فرشته اس
دیگه چی می تونه باشه
جز یه تکه پازل کهنه خیس شده ، زیر بارون .
شل سیلور استاین

چهارشنبه، اسفند ۰۵، ۱۳۸۸

روز احمقها


دیشب از آسمان بستنی متری با طعم توت فرنگی می بارید

امروز یک روز عادی است

دوشنبه، اسفند ۰۳، ۱۳۸۸